خطايى ، على اكبر
509
خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )
ستودهء عقلاء جهان قوام الدين * بزرگزادهاى از اصل و فخر اقران بود امير حاجى گنج . . . خزانهء فضل * خدايگان سعادات و قدر و امكان بود صفاى مسند او بود مطلع خورشيد * جمال مجلس او رشك باغ رضوان بود سخاى حاتم طائى وجود حيدر داشت * از آنكه دست و دلش بحر و كان احسان بود همى رسيد وزارت ورا باستحقاق * كى با كياست و تمييز و فهم و ايقان بود جوان برفت خزان دور شد كى . . . از * جهان ز بخشش جانبخش او گلستان بود . . . الاحوال * . . . عقل خود تناسان بود جهان ز رحلت . . . حزن و يأس شده * كى . . . جهان را عزيز و مهمان بود . . . اعتدال نفوس * . . . جسم و . . . جان بود ز روى . . . همايون لقا و عالىقدر * به عقل و طبع قوى ، كامل و سخندان بود . . . سال بالش نبود جزء . . . * . . . يرقان بود . . . حافظ اسرار وحى ربانى * كه گنج سينهء او را نفائس ايمان بود . . . قرآن به لحن داودى * ولى به شرح معانى هزاردستان بود . . . لطف و . . . و خرد و بزرگ * عطاى او به وضيع و شريف يكسان بود به عقل معتقد شرع احمد مختار * به شرق طالب انوار ذات يزدان بود خداى رحمت خود را قرين او داراد * كى مدفن دل او سَر پاك قرآن بود . . . مجمر او روح قدسيان را قرب * . . . جهان زرافشان بود و كان ذلك فى التاريخ الثالث و العشرين من شهر ربيع الاول سنه اثنين و سبعمائة . خوانندگان توجه بفرمايند كه سنگ كن در رسم الخط خود « كه » را بمرسوم كتابتى كه در آن قرون در ايران رايج بود « كى » آورده است . ( 4 ) لوحهء سنگى است از آن قبر زنى به نام عايشه خاتون ، به اين نوشتهء كنده شده : عايشه خاتون كه والدهء امير رضى الدين مستوفى است كه سوتن 1 ( اين كلمه در بالاى لوحه آمده و جايش در متن سفيدست ، پس نام مقدسى است ) سنوفان